1.
حتی فکرش هم‌درد دارد، غم‌انگیز است. زبانی که قرن‌ها در بین مردم استفاده شده، قرن‌ها نوشته شده و قرن‌ها خوانده شده به خاطر هجوم دشمنی پست و دون‌مایه از بین برود!
افراد زیادی در طول سالیان دراز با این زبان ادبیات را ساخته‌اند که به واقع از زیباترین زیبایان دنیاست.
فردا آخرین امتحان ادبیات دوران دانش‌آموزی‌ام را دارم. آخرین درسمان «آخرین درس» است. نوشته‌ی یک نویسنده‌ی فرانسوی به نام «آلفونس دوده». در حین خواندنش بغضی در گلو داشتم. فقط به این فکر می‌کردم که نکند روزی دشمنی بیگانه به کشورم هجوم بیاورد و به اجبار زبان مردم را تغییر دهد؟ اتفاقی که تا حدی در تاجیکستان رخ داده. زبانشان پارسی‌ست، حرف زدن مردم عادی شبیه به ماست ولی رسم الخطشان سیریلیک است یعنی روسی. بدیهی‌ست که این میراث شوروی است.
به نظر من ادبیات ساده‌ترین و در عین‌حال زیباترین روش بیان احساسات است. حال تصور کنید کسی،دولتی،حکومتی، یا در حالت کلی دشمنی، کمر بر نابودی این ساخته‌ی زیبای بشر بندد. قطعن نمی‌تواند آن را به طور کامل از بین ببرد -همانطور که در طی این قرن‌های طولانی دشمنان زیادی حمله کرده‌اند و شاید پیروز شده‌اند در حالی که ادبیات و زبان پارسی همچنان زنده‌است- ولی نکته اینجاست که می‌تواند به آن ضربه بزند،آن را ضعیف کند، و نه در طی چند ماه یا چند سال بلکه در طی چند دهه یا چند قرن کاری کند که دیگر زبان پارسی بین هیچ مردمی رایج نباشد و فقط بتوان رد پای آن را در برخی دانشگاه‌ها پیدا کرد.
پس واجب است تمام تلاشمان را بکنیم تا این زبان ، این ادبیات، این عشق تا ابد بماند و نباید بگذاریم در هیچ شرایطی و تحت هیچ حکومتی دست دشمنی بیگانه به کشورمان دراز شود چرا که یکی از مؤثر ترین ضربه‌های دشمن یک ملت، ضربه به زبان آن‌هاست. مردمی که نتوانند زبان خود را حفظ کنند قطعن نخواهند توانست فرهنگ خود را حفظ کنند و از دست دادن فرهنگ یعنی شکست کامل!