ترمک و ای‌سی‌ام!!

مهر امسال برای اولین بار «دانشجو» خطاب شدم! حس خوبی دارد. دیگر فقط به دنبال یادگیری دانش نیستم بلکه باید در جست‌و‌جوی آن باشم. 

از قبل از شروع ترم با دانشجوهای ای‌سی‌امی دانشکده مهندسی آشنا بودم و حتی تیم هم داشتم! از همان اول ترم شدیدن تمرین کردیم در حدی که بعضی هفته‌ها حضور من در دانشکده مهندسی پر رنگ‌تر از دانشکده ریاضی بود. قبل از شروع ترم، یک آزمایشگاه مجهز، تمیز و خلوت در اختیار ما بود ولی از همان شروع ترم به زور آزمایشگاه ای‌سی‌ام را به آزمایشگاه سیستم‌عامل تبدیل کردند و ما دیگر حق حضور در آن را نداشتیم. مجبور بودیم به اتاقی با دیوار‌های سبز در کنار سایت مهندسی‌کامپیوتر برگردیم. جایی شلوغ و سبز! سبزی‌ای که گاهی سردرد آور است. جمعه‌ها هم به «سوله‌» می‌رفتیم. بله، حتی جمعه هم دانشگاه می‌رفتیم و کد می‌زدیم و کانتست می‌دادیم و زور می‌زدیم که طلسم ای‌سی‌ام دانشگاه را بشکنیم.


زمان‌هایی بود که جمعه نبود(پس نمی‌توانستیم به سوله برویم چون کس دیگری کار داشت) و اتاق سبز(به طور خلاصه «سبز») شلوغ بود در نتیجه ما به جایی دیگر برای تمرین نیاز داشتیم. همان هفته‌های اول این موضوع را با دکتر میرزاوزیری عزیز در میان گذاشتیم و ایشان ما را به معنای واقعی کلمه غافلگیر کردند! قرار شد که کلید اتاقشان در دانشکده ریاضی را به ما بدهند! باورمان نمی‌شد! اتاق استادان بسیار ساکت،تمیز و خلوت است. یعنی مکانی بهینه برای تمرین! از آن پس خیلی وقت‌ها آنجا تمرین می‌کردیم. حتی یادم است زمانی بود که ما در حال کانتست دادن بودیم و خود دکتر میرزاوزیری وارد اتاق شدند، وقتی دیدند که ما آنجا هستیم از ما عذر خواهی کردند(!!) و خواستند که به جای دیگری بروند! ولی ما راضی‌شان کردیم که خودمان برویم و راحت باشند.(چنین رفتاری فقط کمیاب نیست! بی‌نظیر است!)


خلاصه که روز‌ها گذشت و مسابقه دادیم و چهارم شدیم و جهانی نرفتیم و گذشت و گذشت و گذشت.‌.‌.‌


چیزی که در این مدت ایجاد شد و قطعن تا ابد ماندنی‌ست، دوستی میان من و دانشجوهای مهندسی‌ست.


چیزی که از آن خوشحالم این است که توانستم از همین ترم اول با دانشکده‌ی مهندسی ارتباط برقرار کنم و با افراد «شاخ» آنجا آشنا شوم و حتی با آن‌ها تیم بدهم! من هنوز هم سبز می‌روم، نه برای کانتست دادن و تمرین ای‌سی‌ام، برای حفظ رابطه‌ی دوستی میان خودم و دانشجویان مهندسی :)


ادامه مطلب...
۱۸ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۵۵ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

عید فطر


آمد مه شوال و مه روزه گذشت

این ماه‌ترین ماه خدا نیز گذشت


مهمانی امسال خدا پایان یافت

شاید که بگوییم بسی تیز گذشت


پ.ن: کنکور نزدیکه! التماس دعا!

۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۶ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

چرا باید رمز داره باشه؟

1.
حتی فکرش هم‌درد دارد، غم‌انگیز است. زبانی که قرن‌ها در بین مردم استفاده شده، قرن‌ها نوشته شده و قرن‌ها خوانده شده به خاطر هجوم دشمنی پست و دون‌مایه از بین برود!
افراد زیادی در طول سالیان دراز با این زبان ادبیات را ساخته‌اند که به واقع از زیباترین زیبایان دنیاست.
فردا آخرین امتحان ادبیات دوران دانش‌آموزی‌ام را دارم. آخرین درسمان «آخرین درس» است. نوشته‌ی یک نویسنده‌ی فرانسوی به نام «آلفونس دوده». در حین خواندنش بغضی در گلو داشتم. فقط به این فکر می‌کردم که نکند روزی دشمنی بیگانه به کشورم هجوم بیاورد و به اجبار زبان مردم را تغییر دهد؟ اتفاقی که تا حدی در تاجیکستان رخ داده. زبانشان پارسی‌ست، حرف زدن مردم عادی شبیه به ماست ولی رسم الخطشان سیریلیک است یعنی روسی. بدیهی‌ست که این میراث شوروی است.
به نظر من ادبیات ساده‌ترین و در عین‌حال زیباترین روش بیان احساسات است. حال تصور کنید کسی،دولتی،حکومتی، یا در حالت کلی دشمنی، کمر بر نابودی این ساخته‌ی زیبای بشر بندد. قطعن نمی‌تواند آن را به طور کامل از بین ببرد -همانطور که در طی این قرن‌های طولانی دشمنان زیادی حمله کرده‌اند و شاید پیروز شده‌اند در حالی که ادبیات و زبان پارسی همچنان زنده‌است- ولی نکته اینجاست که می‌تواند به آن ضربه بزند،آن را ضعیف کند، و نه در طی چند ماه یا چند سال بلکه در طی چند دهه یا چند قرن کاری کند که دیگر زبان پارسی بین هیچ مردمی رایج نباشد و فقط بتوان رد پای آن را در برخی دانشگاه‌ها پیدا کرد.
پس واجب است تمام تلاشمان را بکنیم تا این زبان ، این ادبیات، این عشق تا ابد بماند و نباید بگذاریم در هیچ شرایطی و تحت هیچ حکومتی دست دشمنی بیگانه به کشورمان دراز شود چرا که یکی از مؤثر ترین ضربه‌های دشمن یک ملت، ضربه به زبان آن‌هاست. مردمی که نتوانند زبان خود را حفظ کنند قطعن نخواهند توانست فرهنگ خود را حفظ کنند و از دست دادن فرهنگ یعنی شکست کامل!


۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۳ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

حافظ

به تازگی علاقه‌ی بسیار زیادی به ادبیات پیدا کرده‌م مخصوصن اشعار حافظ،مولانا و سعدی.

یکی از اشعار حافظ که به نظرم خیلی زیباست رو توی این پست می‌نویسم.

ادامه مطلب...
۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۱۱ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

نوروز :)

عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد                  عیدانه فراوان شد،تا باد چنین بادا



خب سال ۱۳۹۵ هم با تمام خوبی‌ها و بدی‌هاش داره تموم می‌شه و سال ۱۳۹۶ داره شروع می‌شه :)

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

امیدوارم سال خوبی داشته باشیم همگی D:


پ.ن: این بحر طویل رو خیلی دوست دارم:

رفقا خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل و لاله ببارید و به هر سو بگذارید که یک بار دگر فصل بهار آمد و نوروز در آمد ز در و کرد طبیعت هنر و ابر بر آورد سر و ریخت ز باران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت جنان جلوه‌گر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفایی دگر و کرد غم از دل به در و می‌دهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان که کنی ترک شبستان و تو همچون گل خندان بزنی خیمه به بستان و ببینی که گلستان زگل و لاله و ریحان و زباریدن باران شده چون روضه‌ی رضوان همه پر لاله ی نعمان همه پر نرگس فتان همه پر گوهر و مرجان غرض ای نور دل و جان منشین زار و پریشان که شوی سخت پشیمان چو دهی فرصت عیش و طرب از دست درین فصل دل انگیز و فرح زا که صفا داده به هر باغ و به هر راغ و چنان ساحت فردوس برین کرده جهان را.


همه جا زمزمه‌ی سال جدید است و همه را شوق شدید است و سخن گردش عید است، گل سرخ و سپید است که بر خاک پدید است ، درین عید سعید است که بس روح امید است که در جسم دمیده است ، زهر سوی نوید است که بر خلق رسیده‌ است ، ولی من ز رخم رنگ پریده‌ است ، به یک سوی مجید است که خونم بمکیده‌ است، به یک سوی فریده‌ است ، همین خیر ندیده است که پیوسته پریده است به جان من مسکین که برایش بخرم کفش و کلاه و کت و جوراب بدان سان که زهر باب ، فتد دل به تب و تاب ، شب از چشم پرد خواب، ولی سال نوین با همه‌ی خرج تراشی که کند ، مایه‌ی شادی است ، سر آغاز بهار است و زمانی خوش و خرم که به هر سوی و به هر کوی ، کنی روی و کشی بوی و ببینی رخ دلجوی و سر و صورت نیکوی و کنی جامه ی نو در بر و از صبح الی شام ، به صد شوق نهی گام ، در خانه‌ی اقوام ، پی دیدن و بوئیدن و بوسیدن و لیسیدن دست و سر و روی پدر و مادر و همشیره و داداش و عمو جان و فلان دائی و هر عمه و هر خاله و هر باجی و لب باز کنی در پی وراجی و بس نغز بگویی و بسی کام بجویی و بخندی چو ببینی همه را خرم و آزاد ، چنان شاخه‌ی شمشاد ، عموم‌اند بسی شاد و ندارند ز غم داد و نسارند ز غم یاد نباشند به فریاد. اگر بچه و گر تازه جوانند ، پی عیش روانند ، وگر پیر زنانند ، چو گل خنده زنانند و چنین‌اند و چنان‌اند. به هر حال بود عید نشاط آور نوروز بدان سان فرح اندوز و طرب ساز و تعب سوز که روشن کند از پرتو امید دل هموطنان را


ابولقاسم حالت

پ.ن۲: این آهنگ از سالار عقیلی هم بسیار زیباست!

۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۰۸ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

ریسک

الان داشتم فک می‌کردم که من چه قد تو زندگیم همیشه داشتم ریسک می‌کردم :)

از دوم دبستان تا همین الان

امیدوارم تا آخرین لحظات عمر این جرئت رو داشته باشم که ریسک کنم


زندگی بدون ریسک و احتمال شکست چه جوریه اصن؟ :/

۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۳ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

شهر ریاضی

سلام


پرونده‌ی شهر ریاضی امسال هم بسته شد :)

من امسال در همه‌ی مسابقات فینال داور بودم! پیشنهاد می‌کنم هیچ وقت داوری رو قبول نکنین :)


از دوستانی که فک می‌کنن در حقشون ناداوری کردم معذرت می‌خوام

و همچنین از دوستانی که همکاری کردن و حرف‌های من رو قبول کردن تشکر می‌کنم ;-)


همچنین جا داره از همه‌ی کادر برگزاری مسابقات هم تشکر کنم.


پ.ن: قرار بود به ما شام بدن آخرش! ولی ندادن :(

پ.ن۲: عکس ندادن هنوز بهم ولی وقتی بدن توی ادامه‌ی مطلب می‌ذارمش

۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۵۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

:(

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد

دوست با من هم صدا نالید و دشمن گریه کرد


جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب

آسمانی ابر با بغض عمیقش گریه کرد


مادربزرگم امروز صبح به رحمت خدا رفتند :(

روحشون شاد

۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۱۲ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

امکان

به تازگی یکی از دوستان(البته هنوز به دیدن ایشون مشرف نشده‌م) پستی در اینستاگرام خود گذاشتند که در واقع معرفی یک کتاب به نام «امکان» نوشته‌ی آقای علی سخاوتی بود.

من این کتاب را دانلود کردم و خواندم و به نظرم همه‌ی دانش‌آموزان (مخصوصن دانش‌آموزان هجده‌ساله{پیش‌دانشگاهی یا چهارم دبیرستان}) باید این کتاب را بخوانند. (به قول دوستمان نخواندن این کتاب گناه کبیره است!)

لینک


تقریبن با همه‌ی نوشته‌های این کتاب موافقم. واقعن قرار نیست همه به دانشگاه برویم، قرار نیست همه با مدرک دانشگاهی به جایی برسیم، و البته قرار نیست در دانشگاه‌ها همه چیز درس بدهند!

پ.ن: اسپیس‌های پاراگراف دوم پست رو هر کار می‌کنم درست نمی‌شن :|

۱۴ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۶ ۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی

EKGMA is back

link

۱۲ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان کفشدار گوهرشادی